تبليغاتX
ستاره دختره تنها

ستاره دختره تنها

درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
دوستان عاشق
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
به نام تك ستاره ي شبهاي تارم
 

بزار تنها باشم تنها بميرم

                               ديگه از درد و غم آروم بگيرم .

            برم پيدا كنم يه جاي خلوت

بشينم اشك بريزم تا قيامت .


نويسنده: ستاره مورخ: جمعه دوم آذر 1386 در ساعت: 23:29
|+|
تقديم به تو

 

 

 


نويسنده: ستاره مورخ: جمعه دوم آذر 1386 در ساعت: 23:18
|+|
........انگار همین دیروز بود........
 

انگار همین دیروز بود

برای اخرین بار نگاهم کردی و دست هامو فشار دادی

دستام از برخورد با دستت لرزید

سرم رو بالا کردم تا به چشمهات نگاه کنم

اما پرده ی اشکی جلوی چشمم رو گرفته بود

همه چیز رو تار میدیدم

حتی نتونستم تورو...

برای اخرین بار!

کامل ببینم...

دست هامو بالا بردی و نزدیک صورتت کردی

دستام از اشکات خیس شد

نفهمیدم چه جوری دستمو از دستت بیرون اوردم

چون که طاقت اشک های تورو نداشتم

باید میرفتم

موندنم سخت تر از رفتنم بود

شاید اگه میموندم

فراموش میشدم

اما من نمیخواستم هیچ گاه از قلب تو برم

دستامو با سردی از دستات در اوردم

با صدایی که سعی میکردم نلرزه

فقط گفتم خداحافظ و از اون کوچه که همیشه محل دیدار ما بود رفتم

تو هم رفتی

اما صدای هق هقت می امد

...

از خودم بدم میومد

منی که طاقت اشک در چشمان زیبای تورو نداشتم

باعث اشک ریختنت شدم بودم

شروع به دویدن کردم...

داشتم از خودم فرار میکردم

اما هرجا میرفتم یاد تو با من بود

هرجا میرفتم غصه هام بیشتر میشد

تنها جایی که میتونست منو تسکین بده

اون کوچه خلوت بود

...

حالا بعد از سال ها دوباره اومدم به این کوچه

داره بارون میاد...!

به اون درخت گردویی که

همیشه وقتی بارون میومد زیرش می ایستادیم نگاه کردم

...

دختر و پسری عاشقانه دست های هم رو گرفته بودن

و برای هم با احساس صحبت میکردن

تمام تنم لرزید

پیش خودم گفتم نکنه اینا هم یه روزی مثل منو تو از هم جدا بشن...

صدای هق هقم همه فضا رو پر کرد

دوباره شروع به دویدن کردم

از اونجا رفتم

چون دیگه طاقت نداشتم پایان یک عشق دیگه رو ببینم


نويسنده: ستاره مورخ: پنجشنبه یکم آذر 1386 در ساعت: 3:38
|+|
عشق یعنی .....
 

عشق یعنی پاکی و صدق و صفا خود شناسی حق شناسی از وفا

عشق یعنی دور بودن از خطا بنده بودن خلوت دل با خدا

عشق یعنی نفس را گردن زدن پاک و طاهر گشتن روح و بدن

عشق یعنی صیقل زنگار دل دیدن اسرار غیب در جام دل


نويسنده: ستاره مورخ: پنجشنبه یکم آذر 1386 در ساعت: 3:23
|+|
هیچکی نمونده....
 

 

لحظه ها را با تو بودن در نگاه تو شکفتن

 

حسه عشق و در تو دیدن مثل رویای تو خوابه

 

با تو بودن ، با تو رفتن تا همیشه تو رو داشتن مثله تشنگی آبه

 

اگه چشمات منو می خواست تو نگاه تو می مردم

 

اگه دستات مال من بود جون به دستات می سپردم

 

بی تو اما سر سپردن ، بی تو و عشق تو مردن

 

تا همیشه تو رو خواستن واسه من رنج و عذابه

 

توی آسمون عشقم غیر تو پرنده ای نیست

 

توی خاموشی لبهام جز تو اسم دیگه ای نیست

 

توی قلب من عزیزم هیچکسی جایی نداره

 

دل عاشقم به جز تو هیچ کسی رو دوست نداره......

 


نويسنده: ستاره مورخ: پنجشنبه یکم آذر 1386 در ساعت: 0:29
|+|

Copy Right By: Http://WWW.J28.coo.ir
Sponsored By: Masoud Rezaie

< قالب و كدهاي جاوا >
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com