|
رودها در جاری شدن وعلفها در
سبز شدن معنا پیدا می کند کوها با قلــه هــا ودریــاها با موج ها زنــــدگی پیدا می کنــد وانســــان ها همــــۀ انســــان ها با عشـــــق فقط با عشـــق پس بار خدایا بر من رحم کن بر من که می دانم ناتوانم رحم کن باشــد کـــه خانـــــه ای نداشتــــه باشـم باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشـم باشد که حتـی دست و پایی نداشته باشــم اما نباشد هرگز نباشد که در قلبم عشقی نباشد هرگز
نباشد
|